divoonehkhooneyeman

پاییدن مور بی مملکت در بزرگراه سقف-قرنیز/رستگاری کویین ابعاد

 

لباسات بوی سیگار می ده

خوبه

نه

حالا؟

چی کار کردی با خودت؟

اه....حله؟

نه انگار رفته توی تنت دهنت بوی سیر می ده تنت بوی سیگار

من سیر نخوردم....سیگاری هم نیستم.

کی اون همه سوسیس رو خورد

تو سوسیس سیر داره؟

اوهوم.

یه مزه ای می داد

سوسیس گراز بود

گوشت گراز حرومه؟

نمی دونم....گوشتش شاید ...سوسیش بعید می دونم.

میشه فوت نکنی؟

گرمت نیست؟

نه

چیزی تو چشت نرفته؟

نه

نمی خوای

نه

ملافه بکشم روت؟

نه

روح من شبیه کشتی شیطان دو سکان دارد....یکیش را توی می چرخانی یش را پدرم کند در کودکی

خوب بود؟

مال خودته؟

نه

آره

حرف مهم بزنیم

بزن

چی بگم

حرف مهم

تکلیف جنبش چی میشه؟

نمی دونم

تورو نمی گیرن؟

نمی دونم

بگیرنت چی کار می کنی؟

گریه

بعدش

همه رو لو می دم

حتی منو؟

تو چی کار کردی مگه؟

نمی دونم

شاید

من خوابم میاد

بخواب

تو چی کار می کنی؟

فکر

به چی؟

تئاتر

کار جدید؟

ساختمون

اا...هنوز درگیری

اوهوم

می شه حرف مهم بزنیم؟

بزنیم

برنامه مون چیه؟

چیه؟

تو بگو

من چه می دونم

منم چه می دونم

خوشگله؟

آره

دوسش داری؟

آره

بابام از روسیه آورد

هوم

اولا نقره ای بود..حالا سیاه شده

معلومه

اون دو تا سوخته اگه روشن شده نقره ایش بیشتر تو چش می زنه

هوم

هوم نکن

هوم

نکن

خب

می خوای خاموشش کنم؟

نه

من عادت دارم با چراغ روشن می خوابم

منم

اه

مرگ

خب حرفای جدی...

جدی؟

بخدا

بسه

چته تو

حالم داره بهم می خوره

دیگه دردت چیه کارا رو که تحویل دادی پروزه هم که اخراشه

زندان

هنوز می ترسی؟نترس هیچ کی با تو کاری نداره

می کشند اینان برادرهایشان را می کشند..

می فروشند اه باور هایشان را می کشند..چرا ادامه نمی دی اینو؟

نمی دونم...ابی که آزاد شده...ماهیار مشکلته باز؟

تا می یای شماره اینو بگیری تبریک بگی یکی دیگه می ره جاش

باز کی؟

نیلوفر

کدوم

مثلث های آینه ای غریبه هوق!

آهان...شت..ماهیار چی؟

خبر ندارم

شهاب؟

نمی دونم

محبوبه بهتر شد؟

کدوم؟

شلمچه های شهیدان تیر بار امام...هوق

آهان...شیت. نمی دونم

بسه بخوابیم

بخواب

تو چی کار می کنی؟

سیگار نمی کشم

چرا انقد سیگار نمی کشی؟

لازم دارم

چرا؟

حس خوبی بهم می ده سیگار نکشیدن

پاستیلات تموم شد؟

اوهوم

یه کار مهمی چیزی بکن برات جایزه بخرم می دونی که قلو دادم

مهریه زنی هزار بسته هاریبوی میوه ای بود...

و مرد فقط تونست پونصد تا نوشابه ای پیدا کنه

و زن مجبورش کرد تا صبح بیدار بمونه

مامانت بهتر شده؟

نه..

عمل داره باز؟

نه

نمی خوای بری شمال یه سر؟

نه

یزد؟

نه

کیش؟

نه

بخوابیم؟

بخواب

تو چی کار می کنی؟

سیگار نمی کشم

چرا سیگار نمی کشی؟

بدم میاد

چرا لباساتو در میاری وقت خواب

سبک شم

چرا ریشاتو نمی زنی

به تو چه

حرفای جدی بزنیم جدی؟

بمیر

گه

نکش

یخ کردم

گفتم فلشم سوخت؟

نه

فلشم سوخت

ئه

آره

ممممم

مرگ

ممممممممممممم

...

ممممممم

...

عصبانی شو

می خوابی یا...

یا!

چراغو

خاموش کن!

کن

دستم نمی رسه

پاشو

خودت پاشو

نخواستم

پا شو یعنی چی؟فکر کن طرف خوابیده بعد بهش می گن پاشو یهو جرقهخ میزنه....تبدیل می شه با پا..چرا به کسی نمی گن دست شو؟...یا مثلا گوش شو...البته سراپا گوش از همین اومده...مثلا می خواسته یه کاری کنه گفته گوش شو...اونم سر تا پاش همه گو ششده ...گوش می کنی؟

...

نمی دونم چرا حرف مهمی به مغزم نمی رسه...هزراتا دلیل دارم برای جدی بودن..برای شعرای مهم نوشتن...الان اونقدری کینه دارم که شعرای مهم بگم تو تاریخ ثبت بشه....دو تا سیمین بهبهانی دارم تو حلقم..کلی داریوش تو حنجرمه....اوووو...هزارتا رضا رویگری دارن اذون می گن تو گوشم..ولی هیچ گهی نیستم...فقط این ملافه ی داغو می کشم رو خودم..می دونی از بیشترین چیز این خواب که بدم میاد چیه؟...که ملافه زیر می ره کنار...که عرق تنت می ره به تشک...تشک زبره...تنت روش راحت نیست...زجر می کشه و تو خواب می بینی...خواب می بینی با یه زن دیگه داری می ری پارک ارم. یه اسبی از دور میاد انگار رم کرده....تو هم هستی دور..داری سیگار می کشی

داستان این سیگار چیه که باید تو هر داستانی باشه؟

...

باید باشه بخدا...ببین اول استفاده زا روشنفریش بوده...بعد تعریف کردنش شده تیریپ روشنفکری/بعد هر کی می خواسته ادا در آره یه سیگار قهوه می چسبونده...بعد خز شده..مسخره می کردن همه...بعد دوباره شده جدی...بعد .....گه. بازم اس ام اس اومد. لابد یکی دیگه اسیا تبریکه واسه تو یا سواله واسه من که راسته یا نه..انتگار ادما نمی تونن باور کن آدمای نزدیک به خودشونو...

چراغو خاموش می کنی/

چراغ ها رو من خاموش می کنم

بمیر سیما

من زویا ام

رویا که یه رئیس جمهور کوچولو ریده رو ر ش

بی خیال لیدی مکبث بکپ

پوفیوزا به هیچکی رحم نمی کنن

می خوای حرفای جدی بزنیم؟

هوم

اگه تا صبح این کاره تموم نشه...بی خیال لیساسم می شم

زر نزن.بخواب زود پاشی

(مرد می خوابد. زود تر از آنچه کسی فکرش را بکند جرقه هایی اتاق را پر می کند..مرد تبدیل به پا شده. روی سقف راه می رود آرام. روی پنجه)

 

 

 

 

 

+   مدیر !! ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir